از وقتی سایت tinypic.com را فیلتر کردند برای upload عکس ها به اشکال خوردم . یک سایت دیگر پیدا کردم که سه چهار تا عکس در آن بار کردم و حالا بعد از مدتی ظاهرا دیگر نمی توانم از آن رایگان استفاده کنم . این است که فعلا بعضی از عکس ها در دسترس نیستند . قول می دهم در اولین فرصت راه حلی پیدا کنم و از خجالت شما در بیایم . به هر حال فعلا مدتی بدون عکس سر می کنیم !
سهیلا قدیری اعدام شد . بی پناه و تنها . خیلی مظلوم .
صدای گریه های سرزمینم را می شنوم . اینجا سرزمین دماوند سرافراز است . سرزمین شقایق های سرخ و لاله های واژگون . سرزمین اروند رود و کارون . سرزمین گوزن زرد و گور ایرانی و یوز. سرزمین همای سعادت . سرزمین طلای سیاه . سرزمین لاکپشت های پوزه عقابی . سرزمین آبی دریاهای نیلگون . سرزمین مرغان مهاجر . سرزمین زاینده رود خشک شده ٬سرزمین اصفهان که افسون گنبد های فیروزه ای خاکش٬ هر بیننده ای را مسحور می کند . اینجا سرزمین مردم سینه سوخته سردشت است با ریه هایی بیمار از گازهای شیمیائی. سرزمین شهدائی که هنوز هم دارند استخوان های آن ها را از زیر خاک بیرون میکشند . سرزمین مین هائی که هنوز منفجر می شوند و قربانی می گیرند . اینجا سرزمین بلوط های بریده است . سرزمین ببر مازندران که حالا دیگر نمی غرد . سرزمین شیر ایران که تکاپو برای زیستن را رها کرده است . حالا این سرزمین از همیشه بلندتر شیون می کند . اگر این جا را دوست داشته باشید صدای گریستنش را می شنوید ...
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 22:15  توسط کیارش یشایائی
|
فصل مهاجرت پرندگان آغاز شده است . بال زنان به کشور ما می آیند . خیلی جاها می توان پیدایشان کرد . تا لاب ها و آبگیر ها که جای خود دارد . حتی در تهران دود گرفته و آلوده که سرو صدای ماشین یک دم راحت به کسی نگذاشته دیده می شوند . سرتان را بالا بگیرید٬ باز هم بالاتر٬ خیلی دور نیستند . در بوستان هائی مثل جمشیدیه و ملت که حتما پیدایشان می شود ولی دیدنشان حتی در خیابان هم بعید نیست . همه جور پرنده ای بینشان دیده می شود . اگر غاز و مرغابی و یا حتی پلیکان هم دیدید خیلی جا نخورید . همه چیز امکان دارد ! بخصوص در نزدیکی حاشیه شهر مثل سوهانک و... ولی اگر این ها را هم ندیدید بلبل خرما را حتما باید ببینید . تقریبا در تهران بومی شده (این پرنده تا چند وقت پیش فقط در جنوب کشور بود نمی دانیم چطور به تهران رسیده ! ) عکس بالا را از سایت آتشنشانی تهران برداشتم . مربوط به پارسال است .
با طبیعت دوست باشیم .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 17:39  توسط کیارش یشایائی
|
سال هاست که در تهران برف درست و حسابی نیامده . امسال هنوز بارانی که در زمین نفوذ کند نیامده . خشکسالی طبیعت را تهدید می کند و اقدامات (در ظاهر) عمرانی بی برنامه و بدون ارزیابی های زیست محیطی هم به آسیب های محیط زیست افزوده است . ضخامت یخ های قطبی کاهش یافته . به نظر می رسد نظم فصول به هم خورده است . باران های بی موقع می بارد . علیرغم آن چه که عده ای می گویند واقعیت این است که هوای کره زمین دارد گرم و گرم تر می شود . کشورهای صنعتی سالیانه حجم زیادی از دی اکسید کربن و سایر گازهای گلخانه ای را در جو رها می کنند .
برای مبارزه با تغییرات آب و هوائی عزم جهانی باید داشت . ولی این کار از فرد فرد آدم ها شروع می شود و هر کس می تواند با صرفه جوئی و عدم اسراف در مصرف انرژی در این کار سهیم شود . همه ما از گرم کنندگان جو زمین هستیم .
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 21:7  توسط کیارش یشایائی
|
بهنود شجاعی به دار آویخته شد . او در شانزده سالگی در یک بازی بچه گانه و بدون برنامه ریزی ٬ و به خاطر غلیان ناگهانی احساسات مرتکب قتل شد . پنج سال بعد اولیای دم - پدر و مادر مقتول - به اختیار و از روی عقل و با فرصت کافی برای تصمیم گیری ٬ چهارپایه را از زیر پای بهنود کشیدند تا جان او را به عوض جان پسرشان بگیرند و گرفتند . آدم حیران می ماند به کجا پناه ببرد ؟ تقصیر به گردن کیست ؟ قانون خدا و کتاب خدا که اما و اگر ندارد . قاضی هم که چاره ای ندارد . خانواده مقتول هم که حقشان را گرفتند .
خدایا قلبم شکست !
هرگاه كه يكي از بندگان گنه كار پريشان روزگار دست انابت به اميد اجابت به درگاه حق جلّ و علا بردارد ، ايزد تعالى در وي نظر نكند . بازش بخواند باز اعراض كند . بازش به تضرّع و زاري بخواند ، حق سبحان و تعالى فرمايد : «يا ملائكتي قد استحييت من عبدي و ليس له غيري ، فقد غفرت له» . دعوتش را اجابت كردم وحاجتش برآوردم كه از بسياري دعا و زاري بنده همي شرم دارم .
كرم بين و لطف خداوندگار گنه بنده كردست و او شرمسار
مگر هنگامی که خداوند آدم را می آفرید از روح حود در او ندمید ؟! پس چه شد ؟ حالا که تنها مفر اعدام نوجوان گذشت اولیای دم بود ٬ کاش می بخشیدند . نمی دانم حالا اولیای دم وجدانشان راحت شده یا برعکس عذاب وجدان تا آخر عمر رهایشان نمی کند ؟!!
لعنت به من که دیشب را این قدر راحت خوابیدم . نمی دانستم .
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 13:22  توسط کیارش یشایائی
|
امروز فیلم اکتشاف در میدان مین را دیدم . پاکسازی میادین مین و اکتشاف نفت در آن ها نشان می داد . دو سه تا صحنه داشت که خیلی منقلب شدم . بخصوص پیدا شدن بقایای جسد دو رزمنده شهید از زیر خاک خیلی گیرا بود (مستند بود). اگرچه بیست سال است که جنگ تمام شده ولی میادین مین هنوز هم قربانی می گیرد . فیلم مال سال ۱۳۸۷ است . به نظرم از تلویزیون هم پخش شده باشد . کار کارگران شرکت نفت هم خیلی سخت بود .
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 17:8  توسط کیارش یشایائی
|
نا باورانه در همشهری امروز خواندم ۱۰۰۰۰ پایه درخت بلوط کهنسال برای احداث خط لوله ی گاز قطع شد (بیچاره درخت ها ٬ بیچاره سنجاب ها! و بیچاره انسان ها) . این قدر در وبلاگ های مختلف و روزنامه های مختلف و ... درباره ی لزوم حفاظت از محیط زیست نوشته شده که تقریبا چیز جدیدی باقی نمانده است فقط می ماند اطلاع رسانی درباره ی دسته گل هائی که هرروز به آب داده می شود و نظاره و افسوس خوردن که چرا کاری از دست کسی ساخته نیست ! نمی دانم چرا این جوری می کنند! اصلا روزگار بدی است !
از پریروز عید سوکا (سایبانها ) شروع شده ! نماز روزانه تغییر می کند و طلب باران به آن اضافه می شود . دعای طلب شبنم هم حذف می شود . (در واقع سال نو آبی یهودیان آغاز می شود ) من هم همراه با بقیه دعا می کنم تا باران ببارد . دوستان تنبه دادند که اگر بگوئی دعای من به جائی نمی رسد یا چیزی نظایر این ها ... کفر گوئی کرده ای چون از رحمت خدا نا امید شده ای . گردن من از مو هم باریک تر است (در همان کیپور که روز توبه هم هست ٬ توبه کردم) . ما می خوانیم انشاءالله خدا اجابت می کند . با آرزوی سال پر باران٬ سال سبز ٬ سال پر محصول ٬ سال شنیدن خبرهای خوش ٬ سال فراوانی ٬ سال بدون بیماری٬ سال هر آنچه که نیکوست ٬ سال صلح در سراسر جهان و البته با آرزوی سالی خوب برای محیط زیست ایران !
پایدار باشید . نمی دانم دوستان هنوز هم سر می زنند یا حقیر را به باد نسیان سپرده اند .
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 17:22  توسط کیارش یشایائی
|
آیا در تهران زلزله خواهد آمد ؟!آیا اصلا الان وقت طرح چنین سوالی است ؟ اگر از من بپرسید که خیلی هم به جا و به موقع است ! مگر حتما باید فاجعه ای مثل بم اتفاق بیفتد که همه به فکر زلزله تهران باشند ؟ بگذار یک بار هم ما خروس بی محل باشیم . باور کنید خروس بی محل بودن همیشه هم بد نیست . مگر فکر می کنید زلزله خبر می کند ؟
سوال : آیا در تهران زلزله خواهد آمد؟
جواب : بلـــــه
سوال : کی زلزله می آید ؟
جواب : معلوم نیست . شاید تا دو قرن دیگر هم زلزله نیاید و شاید هم در زمان ما در آینده ای نزدیک و اصلا شاید وقتی که شما این وبلاگ را می خوانید زلزله رخ دهد . فقط می توانیم بگوئیم هرچه بیشتر بگذرد احتمال وقوع زلزله بیشتر می شود .
سوال : اگر زلزله بیاید چه خواهد شد .
جواب : بستگی به شدت زلزله دارد . تهران برای مقابله با زلزله هیچ آمادگی ندارد . بافت های فرسوده ٬ با بجا گذاشتن تلفات بالا به کلی ویران خواهند شد . بسیاری از ساختمان هائی که ظاهری محکم دارند ولی پیش بینی های لازم برای مقابله با زلزله در آن ها صورت نگرفته دچار آسیب های جدی خواهد شد . کوچه های تنگ و خیابان های نه چندان وسیع راه کمک رسانی را خواهند بست . اسکان زلزله زدگان به علت کمبود زمین های آزاد با مشکل مواجه خواهد شد . شکستن لوله های گاز موجب آتش سوزی های شدید بعد از زلزله و بالا رفتن قابل توجه آمار تلفات خواهد شد . شاید تلفات آتش سوزی از تلفات خود زلزله بیشتر شود!
سوال : علت احتمال وقوع زلزله در تهران چیست ؟
جواب : زلزله در محل شگستگی های زمین که در امتداد آن ها پوسته ی زمین جابجا می شود رخ خواهد داد . ( به این شکستگی ها گسل می گویند ) تعدادی از گسل های خطرناک تهران عبارتند از : راندگی شمال تهران که باعث سر برآوردن کوه های البرز شده . گسل جنوب تهران . گسل موشا فشم (احتمالا دریاچه تار به علت وجود گسل ایجاد شده) و تعداد بسیار زیادی از گسل های فرعی دیگر.
پایدار باشید .
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 18:58  توسط کیارش یشایائی
|
دوشنبه روزه بزرگ یا یوم یوم کیپور است . دوستان حلال کنند . همکیشان عزیز هم وقت نماز نعیلا دعای خیرشان را از بنده دریغ نفرمایند . انشاءالله نماز و روزه و توبه ی همه مورد قبول درگاه حق واقع شود . امیدوارم به زندانیان کلیمی اقلا مرخصی بدهند تا فرائض مذهبی را اجرا کنند . به هر حال برای این عزیزان هم دعا می کنم . ( اگر دعای این سراپا تقصیر به جائی برسد !!). پایدار باشید . التماس دعا .
קראתי בכל לב ענני יהוה חקיך אצרה
دیروز بعد از سال ها ( شاید ده سال ) برای کوهپیمائی به دربند رفتم . هنوز مثل زمان نوجوانی تقریبا همه چیز همانطور بود . خیلی حال داد ! خدا این طبیعت را از ما نگیرد.
+ نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 10:19  توسط کیارش یشایائی
|