تبليغاتX
سرو آزاد

سرو آزاد

عادل چون درخت خرما خواهد شکفت و چون سرو آزاد لبنان نمو خواهد کرد

آلیانس ایسرائلیت یونیورسال

" با خرسندی اطلاع یافتیم که جمعی از یهودیان مایلند به فرزندان خود که نمی توانند در مدارس ما که دربهای آن به روی آنان بسته است تحصیل کنند ٬ تعلیم و تربیت  بدهند و برای این منظور می خواهند مدارسی باز کنند که در آن کودکان بر اساس دین حضرت موسی تبرک کردن نام ما را فرا گرفته برای ما و کشور دعا کنند . یهودیان از نظر ما افراد ایرانی وفادار می باشند و مدرسه ای که برای تعلیم و تربیت قسمتی از افراد کشور من می خواهند باز کنند برای مملکت مفید و سودمند است . بنابراین به نظام السلطنه دستور می دهم که سالیانه دویست تومان به عنوان هزینه در اختیار این موسسه قرار دهد . "
کلمات بالا فرمان افتتاح مدرسه ی آلیانس به دستور مظفرالدین شاه در سال ۱۸۹۸ میلادی است .

این موسسه در سال ۱۸۶۰ در پاریس به منظور مبارزه با تبعیض نژادی و آموزش و پرورش و نشر علم در بین توده های آسیب پذیر در جهان تشکیل شد . گرچه جوامع  هدف عمدتا جوامع یهودی تحت تبعیض در اقصا نقاط جهان بودند اما مسلمانان و هر مذهب و نژاد دیگری نیز در این مدارس پذیرش می شدند. تا جائی که در خاطرات همسر آیت الله روح الله خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران خواندیم یک معلمه ی یهودی فرانسوی برای تدریس به منزل ایشان رفت و آمد می کرد  که بی شک از معلمان همین مدرسه بود «از طرف خانواده مادري براي ايشان خانم معلم كليمي جهت تدريس زبان فرانسه استخدام كردند كه بين 6 ماه تا يك سال به ايشان فرانسه درس مي‌داد.»  
شعبات این مدارس علاوه بر  تهران در شیراز ٬ اصفهان ٬ کرمانشاه ٬ همدان ٬ بیجار٬ تویسرکان و... سایر شهرهای یهودی نشین نیز عمدتا با مدیران و معلمان فرانسوی تاسیس شد .  

سال ها گذشته است و اگرچه نه با شکل سابق ولی تعدادی از ساختمان ها هنوز نیز مدرسه است . این عکس هم یکی از مدارکی است که برای یکی از دانش آموختگان در همین مدرسه ها صادر شده .

مدرک مدرسه آليانس

به امضای مدیره ی مدرسه که با حروف لاتین است و کلمه ی مدرسه اسرائیلی توجه کنید. نکته ی جالب دیگر این که هنوز نام خانوادگی رایج نیست .آخرین نکته هم این که انگار این فرم چاپی فقط برای پسرها آماده شده . کلمات" صبیه" بجای "ولد" و "مشارالیها" به جای "مشارالیه" با دست اضافه شده!  (توضیحا عرض شود که این اسرائیل به آن اسرائیل مربوط نیست ٬ هنوز بیست سالی به تشکیل دولت اسرائیل مانده است !) رحمت خدا به روان پاک مادر بزرگ.

متن تصدیق :
وزارت معارف دولت علیه ایران - بموجب ماده هیجدهم قانون اساسی معارف مصوبه دهم ذیقعده مطابق با نهم عقرب سنه ۱۳۲۹(قمری) از آنجا که بکتور خانم صبیه موسی که سن او ۱۳ و محل اقامت او تهران است تحصیلات ابتدائی را مطابق پروگرام شش ساله وزارت معارف به اتمام رسانیده و امتحانات معینه را بخوبی از عهده بر آمده است لهذا  وزارت معارف این تصدیق نامه رسمی ابتدائی را به مشارالیها میدهد که از آنچه قانونا به آن تعلق می گیرد استفاده نماید . تاریخ ۵ مهرماه سنه  ۱۳۰۴ (شمسی).
امضای مدیره مدرسه - امضای رئیس معارف- مهر وزارت معارف
مدرسه اسرائیلی

کلمات داخل پرانتز توسط نگارنده اضافه شده

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 14:10  توسط کیارش یشایائی  | 

بخشایش

ديوار ندبهده روزی است وارد آخرین ماه تقویم عبری شده ایم که به نام ایلول خوانده می شود . از اول ایلول ایام توبه کلیمیان آغاز می شود و به مدت ۴۰ روز ادامه می یابد و به روزه ی بزرگ به نام یوم کیپور یا روز کفاره  ختم می شود .

به مدت چهل روز مناجات شبانه برگزار میشود . از ساعت ۵ صبح آغاز و به نماز صبح متصل می شود . در دو روز اول سال نو و در پایان روز کفاره  کرنا نواخته می شود . در روز کفاره (که یک روزه ی کمر شکن ۲۶ ساعته است )  در صورت اجابت دعا و نماز ٬ گناهانی که بین خدا و انسان است بخشیده می شود و  بخشایش گناهانی که در حق انسان دیگر شده موکول به جلب رضایت اوست . به مناسبت این ایام یک قطعه از کتاب یشعیا ی نبی (باب ۵۸) را می نویسم :

... * چرا روزه داشتیم و ندیدی و جانهای خویشرا رنجاندیم و نداستی . اینک شما در روز روزه خوشی خود را می یابید و بر عمله های خود ظلم می کنید * اینک به جهت نزاع و مخاصمه روزه می گیرید و به لطمه ی شرارت می زنید . امروز روزه ای نمی گیرید که آواز خود را  در اعلی علیین بشنوید * آیا روزه ای که من می پسندم مثل این است روزی که آدمی جان خود را برنجاند و سر خود را مثل نی خم ساخته پلاس و خاکستر زیر خود بگستراند . آیا این را روزه و روز مقبول خداوند می خوانی * مگر روزه ای که من می پسندم این نیست که بندهای شرارت را بگشائید و گره های یوغ  را باز کنید و مظلومان را آزاد سازید و هر یوغ را بشکنید * مگر این نیست که نان خود را به گرسنگان تقسیم نمائی و فقیران رانده شده را به خانه ی خود بیاوری و چون برهنه ای ببینی او را بپوشانی و خود را از آنانی که از گوشت تو می باشند مخفی نسازی * ...

انشاءالله  از زمره ی انسان هائی باشیم که خداوند دعایمان را اجابت کند. نماز و روزه ی همه ی همکیشان قبول باشد . تقارن این ماه را با ماه رمضان به فال نیک گرفته برای هموطنان مسلمان هم آرزوی موفقیت دارم .

نامه ی صدم هم فرستاده شد . از همه ی دوستانی که این وبلاگ را خواندند و می خوانند سپاسگزارم . از آن ها که تفقدی کرده و نظری گذاشتند بیش تر سپاسگزارم . (دوست دارم مشق هایم خط بخورد!) انشاءالله عمری به دنیا باشد و ادامه بدهیم .

عکس بالا نمازگزاران یهودی در دیوار غربی اورشلیم را نشان می دهد .

در این رابطه بخوانید : شوفار ساختم ٬ گیلارد یادگاری از یهودیان باستان ٬ پسح عید آزادی ٬ در به در دنبال یک شاخه "مورد" ٬ توفان نوح ٬ فرش ایرانی جلوه گاه طبیعت ٬ هخامنشیان در تورات (1) ٬ نهم آو یاد آور خرابی معبد اول و دوم در سرزمین مقدس ٬

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 16:54  توسط کیارش یشایائی  | 

باز هم پلنگ

  این هم پلنگی که احمد شاه شکار کرده است .  شکارگاه جاجرود است .

                   شکارگاه جاجرود

...
و بیاریم سبد
ببریم این همه سرخ ، این همه سبز
صبحها نان و پنیرک بخوریم .
و بکاریم نهالی سر هر پیچ کلام
و بپاشیم میان دو هجا تخم سکوت .
و نخوانیم کتابی که در آن باد نمی آید .
و کتابی که در آن پوست شبنم تر نیست .
وکتابی که در آن یاخته ها بی بعدند
و نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد .
و نخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون . 
 و بدانیم اگر کرم نبود ، زندگی چیزی کم داشت .
و اگر خنج نبود ، لطمه می خورد به قانون درخت .
و اگر مرگ نبود ، دست ما در پی چیزی می گشت . ..

                                            (سهراب سپهری )

بهتر از این قطعه شعر چه می توان نوشت ؟ هزاربار هم که خوانده باشید تازه است !

در همین باره بخوانید :
نگذارید خجیر بمیرد ٬ آهوهای سرخه حصار٬ پلنگ تهران ٬ یک عکس دیدنی دیگر ٬ حفظ نسل پلنگ و چالشی در پیش رو ٬ حفظ نسل پلنگ و چالشی در پیش رو (2)

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 13:51  توسط کیارش یشایائی  | 

225 سال پیش

نفس های وکیل الرعایا ( کریمخان زند ) در بستر به شماره افتاده بود . یکی از زنان حرم که نسبتی با آغا محمد خان قاجار داشت او را از مرگ قریب الوقوع خان زند آگاه کرد . آغا محمد خان با گروهی از سرکردگان ایل قاجار که در دربار کریمخان زند به گروگان بودند از شیراز گریخت و به تاخت خود را به روستائی از روستاهای ری رسانید که دارای درختان تناور چنار بود و باغات و مزارع آن تا به افق گسترده و شکارگاه های اطراف آن مالامال از انواع شکاربود ...  طهران.

                            ناصرالدين شاه در کاخ گلستان

...از آن سال ها خیلی گذشته و باغات و مزارع تقریبا نابود شده اند . اما از شکارگاه ها هنوز می توان سراغ گرفت . محیط زیست اطراف تهران در جدالی نابرابر با آهن و فولاد وسنگ و گلوله هنوز زنده است ...
این عکس دسته جمعی  ناصرالدین شاه را در کاخ گلستان با دو شکاری که در اطراف تهران ( احتمالا همان سرخه حصار و یا خجیر ) زده است نشان می دهد .
عکس از کتاب قاجار به روایت تصویر فتوگرافخانه ی تهامی (میدان بهارستان) است

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 13:59  توسط کیارش یشایائی  | 

زمستان امن با نابودی پارک ملی کویر

چکاوک کاکلی اطراف پارک ملی کویر موضوع ذخیره سازی گاز در مخزن تلخه واقع در پارک ملی کویر است . به گفته ی آقای مهندس عبدالحسین ثمری مدیر عامل شرکت ذخیره سازی گاز طبیعی " اگر بخواهیم از وضعیتی مطمئن و پایدار در شبکه ی گاز کشور بهره مند شویم باید ۱۰ تا ۱۵ درصد مصارف سالانه ٬ به ذخیره سازی این حامل انرژی اختصاص یابد با این کار می توان فاصله ی مصرف و تولید در ماه های سرد سال را پوشش داد ." (روزنامه ی مشعل ۷/۵/۱۳۸۶)

 این کار مکانیسم ها گوناگونی دارد. یک روش این است که مخازنی که قبلا حاوی گاز بوده و تخلیه شده برای نگهداری مجدد گازی که تزریق می گردد استفاده می شوند ٬ که ارزان ترین و احتمالا مطمئن ترین روش ذخیره سازی است .
روش دیگری که احتمالا در پارک ملی کویر مد نظر است استفاده از یک تاقدیس دارای سنگ مخزن (یک سنگ با تخلخل و نفوذ پذیری بالا برای ذخیره سازی) و یک سنگ پوشش  ( یک لایه سنگی نفوذ ناپذیر مثل گچ برای جلوگیری از فرار گاز ) است .
به طور خلا صه باید ساختاری مناسب ٬ کاملا شبیه مخازن نفت یا گاز واقعی پیدا کرد ٬ بدون اینکه حاوی نفت یا گاز باشد و اقدام به تزریق گاز به آن ها نمود .

اکنون سه طرح در دست مطالعه هستند . ۱- یورد شاه ورامین با امکان ذخیره ۶۰۰ملیون مترمکعب ( که متا سفانه بخش زیادی از آن در منطقه حفاظت شده است ) ۲- مخزن سراجه قم با امکان ذخیره ی حدود ۳ میلیارد متر مکعب   ۳- مخزن تلخه در پارک ملی کویر احتمالا با امکان ذخیره ساری ۵ میلیارد متر مکعب . مراحل اکتشافی این طرح ها عینا مثل مراحل اکتشاف نفت است ٬ یعنی پس از ثقل سنجی و مغناطیس سنجی عملیات لرزه نگاری انجام خواهد شد .
بهرام ستاری فرماندار گرمسار گفته است "لرزه نگاری به هیچ وجه خطرناک نیست و به اندازه ی راه رفتن انسان هم به محیط زیست ضربه نمی زند " (مژگان جمشیدی کارگزاران ۱۳/۶/۱۳۸۷) .
انجام لرزه نگاری مستلزم انفجارهای متعدد و پی در پی تقریبا در وسعتی معادل کل منطقه است . همچنین رفت و آمد متعدد خودروهای سبک و سنگین و موتور سیکلت و احتمالا هلیکوپتر . شک نکنید که پس از پایان عملیات اکتشاف هیچ جنبنده ای در پارک ملی کویر دیده نمی شود !

حالا من سه سوال دارم که می خواهم جواب آن ها را بدانم :

۱- نمی شود اول طرح مخزن سراجه ( ۴۰ کیلومتری قم ) را تکمیل کرد ٬ از آن جواب گرفت و بعد اگر کارآئی داشت افتاد به جان پارک ملی کویر ؟

۲- نمی شود به فکر انرژی جایگزین مثل تولید برق از انرژی خورشیدی و یا زمین گرمائی و حتی اتمی (که این قدر درباره اش تبلیغ می شود) بود؟

۳- نمی شود هیچ کدام از این کار ها را نکرد و این ۱۵ درصد را با مدیریت مصرف و صرفه جوئی (حتی با استفاده از اهرم افزایش قیمت ) حل کرد؟ مطمئن باشید شدنی است .

خداحافظ کویر !

عکس بالا را خودم انداختم . چکاوک کاکلی است اطراف پارک ملی کویر
در همین رابطه بخوانید : انرژی زمین گرمائی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 13:39  توسط کیارش یشایائی  | 

ملیجک در شکارگاه جاجرود

این هم یک عکس دیگر از عکسخانه مبارکه ی کاخ گلستان .
                          مليجک و مردک در شکارگاه جاجرود
توضیح زیر عکس این است : عکس عزیز السلطان و آقا مردک خان است در شهر جمادی الاول لوی ئیل در شکارگاه جاجرود نزدیک دره کلیانی که بندگان اعلیحضرت شاهنشاهی روحنا فداه بعصرانه افتاده بوده اند افتاده است در قوس .

این هم از خاطرات اعتمادالسلطنه که با عکس بالا هم بی ربط نیست :
یکشنبه ۲۷ ذی الحجه ۱۳۰۷
بندگان همایون شکار تشریف بردند . من به واسطه چشم درد نتوانستم بروم . شنیدم قصائی از شاه گذشته بود . وقتی که مشغو ل شکار بودند در جائی کمین کرده بودند چند قوچی از جلو گذشته بود خودشان چند تفنگ خالی کرده بودند نزده بودند . عزیزالسلطان از پشت سر به طرف شکار گلوله انداخته بود . از قرار گفته ی میر شکار باروت تفنگ زلف شاه را سوزانده بود و گلوله به فاصله ی یک بند انگشت از بالای سر شاه گذشته بود . خداوند تبارک و تعالی وجود مبارک را حفظ فرمودند . اگر وقتی این خر چسونه آغا عبدالله را گلوله زده بود یک دو سیلی به او نواخته می شد دیگر این بی روائی را نمی کرد .

نمی دانم از زمان جلوس سلطنت ناصرالدین شاه تا رفتن او که از پنجاه سال یک روز کم آورد چند صید از شست مبارک همایونی صید شد ولی گمان نمی کنم هیچکس به اندازه ی او  و پسر ارشدش ظل السلطان شکار زده باشد . (قاعدتا ظل السلطان باید ولیعهد می شد ولی چون از زن غیر قجری بود مظفرالدین شاه ولیعهد شد و ظل السلطان هم خیلی از این داستان کوک بود . عقده اش را هم بیشتر یا بر سر شکار خالی می کرد یا زن . خیلی هم بی رحمانه ! ) کتاب خاطرات ظل السلطان یا تاریخ مسعودی را پیدا نمی کنم . کسی می تواند کمک کند ؟

در همین رابطه بخوانید :
 یک عکس دیدنی دیگر ٬ خرس  ٬ ناصرالدین شاه در خجیر  ٬ نگذارید خجیر بمیرد ٬ آهوهای سرخه حصار ٬ شیرخانه ی دوشان تپه ٬ تنگه واشی شکارگاه سلطنتی  ٬ یوز در تهران  ٬ بازهم عکسخانه ٬ نمی دانستم دوشان تپه یوز هم داشته ٬ دومین عکسخانه ی سلطنتی جهان ٬ ناصرالدین شاه و شکار گور  ٬ ورجین امامه و انیس الدوله (2) ٬ ورجین امامه و انیس الدوله (1) ٬ پلنگ تهران ٬

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 16:49  توسط کیارش یشایائی  | 

جاده هراز

آتشفشان دماوندکه مازندران شهر ما یاد باد/همیشه بر و بومش آباد باد
بخشی از خاطرات مرا از کودکی تا امروز جاده ی هراز می سازد . محال است از دیدنش سیر شوم ! از سرخه حصار شروع می شد که برای من معنایی جز آغاز تعطیلات تابستانی و احیانا نوروزی در شمال نداشت  ( آن موقع هنوز بزرگراه بابائی را نکشیده بودند ) .  هرگز کسی به من نگفت و نفهمیدم که آن جا زیسنگاه آهو و قوچ و میش و پلنگ است تا پارسال! !  در جاجرود هنوز در خاطرات کم رنگ دوران کودکی ام تابلوی شکارگاه سلطنتی را به خاطر می آورم و آن موقع باور نمی کردم شکاری آن جا باشد تا پارسال !! که به پارک ملی خجیر رفتم و با چشم خودم دیدم . آبعلی و پیست آبعلی و گالری بهمن گیر امامزاده هاشم و خود امامزاده هاشم که بنائی است ساخته شده از سنگ. این بنا تا چند سال قبل یک گنبد مخروطی زیبا داشت که آن هم از سنگ سایر قسمت های بنا بود ومتاسفانه تخریب شد و جای آن یک گنبد فلزی با دو گلدسته سبز شد که با هزار من سریش هم به آن نمی چسبد .  از این جا که رد شویم به پلور می رسیم که بهترین چشم انداز دماوند از جاده در همین نقطه است که بی اختیار مرا به یاد رستم و دیو سفید و ضحاک و کیکاووس و... می اندازد . پارک ملی لار هم همین جاست با شقایق هایش . مراسم برف چال هم در آب اسک در روزهای پایانی اردی بهشت اجرا می شود . جنگل های زیبای شمال و دریای مازندران هم که جای خود دارد .

 یک هفته با بچه ها شمال رفته بودم . بیشتر دریا رفتیم . چشمم به یکی که آب نبردش و دیگری هم علی الدوام به گردنم آویخته . خیلی خوش گذشت ! جای شما سبز . هوای شمال خیلی شرجی بود نفس آدم بند می آمد . این یک هفته بدون کولر بودیم تا یادمان نرود چقدر نازک نارنجی شده ایم که دیگر بدون کولر سر کردن این قدر سختمان است! ( تازه پنکه داشتیم ) عجیب این که بچه ها از گرما بی قراری نمی کردند.

عکس بالا را هم پیشتر ها خودم انداختم . قشنگ شده . (خودمــان از خودمان تعــــــریف نکنیم کی تعریف کند ؟!)

نشد در مراسم روز یوز پلنگ شرکت کنم .حالم گرفت!

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 17:21  توسط کیارش یشایائی  |