تقریبا یک ماه است که غایب بودم . تحول بزرگی را پشت سر گذاشتیم . بعد از چهل سال جابجا شدیم و یک طبقه بالا رفتیم !! حالا در یک آپارتمان ۱۴۵ متری هستیم . مساحت خیلی زیادی در اختیارمان بود که بلا استفاده افتاده بود . اعتراف تلخ هم اینکه ۱۶ تن زباله غیر قابل بازیافت و غیر قابل بازگشت در طبیعت رها کردیم . فیلم های ۳۵ میلیمتری که در این سال ها انباشته شده بود . البته تا جائی که مقدور بود اجزای قابل بازیافت را جدا کردیم به عنوان مثال نزدیک به هزار قوطی فلزی را تک تک از فیلم ها جدا کردیم تا بازیافت شود ...
اصلاح طلبان به حق یا ناحق نتیجه را واگذار کرده اند . به هر حال هر دفعه یکی از طرفین بازنده است . اگر طرف مقابل حقوق بازندگان را که کمیت اندکی هم ندارند در نظر بگیرد کار به اعتراض و آشوب خیابانی نمی کشد . بماند که صحت انتخابات هم جای شک دارد ٬ ولی حتی اگر نتیجه درست هم باشد اعتماد یکی از طرفین از بین رفته که باید برای آن فکری کرد .
بالاخره فیلم <تهران طبیعت به بغما رفته > آماده شده که برای گرفتن پروانه نمایش فیلم را به وزارت فرهنگ و ارشاد فرستاده ایم .
+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 10:23  توسط کیارش یشایائی
|
خیلی طولانی شده ! ساخت فیلم " تهران طبیعت به یغما رفته" را می گویم . یک سری عوامل خارج از کنترل ما و یک مقداری هم بی حس و حالی خودمان است . اما در کنار همه ی این ها وسواسی است که برای خوب از آب در آمدن کار به خرج داده شده . دیروز که یادداشت هایم را مرور می کردم خودم هم باورم نشد که چه قدر برای ساخت این فیلم مطالعه شده . اگرچه بعضی وقت ها آماتور بودن عوامل فیلم از جمله خودم توی چشم می زند ٬ اما در نهایت امیدوارم پس از دیدن فیلم تصدیق کنید که این همه تعلل بی علت نبوده است .
گناه دارد اگر پارک ملی کویر از بین برود ! بیشتر از توان طبیعت برای این ابر شهر لعنتی تهران استفاده نکنید! این جا برای تهران گاز ذخیره نکنید . والله تهران دیگر جا ندارد . این جا یکی از آخرین پناهگاه های یوز پلنگ های ایران است . گربه سانان زیبائی که در گذشته ی نه چندان دور تا دوشان تپه در شرق تهران جائی که حالا یک فرودگاه است و پر از خانه زندگی می کردند . و حالا نزدیک ترین زیستگاه آن ها به تهران همین پارک ملی کویر است .
راستی چند درصد مطمئن هستید جواب اکتشاف مثبت باشد و بشود در زمین زیر کویر گاز ذخیره کرد؟! اما من مطمئنم که بعد از پایان اکتشاف با انفجارهای مداوم و پی در پی برای عملیات لرزه نگاری هیچ حیوانی در پارک ملی کویر دیده نمی شود !
اگر جواب اکتشاف مثبت باشد و گاز هم بشود ذخیره کرد و استفاده کرد ٬ ده سال دیگر که جائی باقی نمانده چه می کنید ؟ یک فکر اساسی کنید .
+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 13:17  توسط کیارش یشایائی
|
داستان پر آب چشم محیط زیست ایران همچنان ادامه دارد . طبیعت ایران به تاراج می رود و زمین ٬ چون مادری فداکار هنوز به ما فرزندان ناخلف خود هستی می بخشد و آخرین قطره های شیره ی جانش را نثار ما می کند . اگر هوا را بیالیم ٬ اگر خاک را بیالیم و اگر آب را آلوده کنیم٬ اگر خلیج نیلگون فارس خون رنگ بماند ٬ اگر همای سعادت بر سرمان سایه نیندازد ٬ اگر کل ها دیگر مستی نکنند٬ اگر دیگر فرار آهوان زیبا چشم گریز پا را نبینیم ٬ اگر لاک پشت ها به قشم نیایند ٬ اگر یوز دیگر ندود ٬ اگر پلنگ هم مثل ببر و شیر ایرانی که تکاپو برای حیات را رها کردند بمیرد٬ ما هم می میریم .
روز زمین مبارک . همیشه پاک باشید . آب را گل نکنیم/در فرودست انگار / کفتری می خورد آب .
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 12:51  توسط کیارش یشایائی
|
من غرغرو نیستم . یعنی اصلا عادت ندارم داخل کاری دنبال خرابکاری بگردم یا از آن آدم هائی باشم که آرزو می کنند کار خراب شود! حالا شما هر طور می خواهید فکر کنید ولی کم سوتی نیست که بتوان از آن گذشت .
نمی دانم در کدام قسمت سریال بود که کاهنان معبد آمون به سیلو ها حمله کردند و چند تن را کشتند که آقای مسئول پخش گندم هم جزو آن ها بود .یعنی کاملا کشتند نه این که فکر کنید نصفه نیمه زخمی کرده باشند . دیشب مرده زنده شده بود داشت دوباره گندم پخش می کرد!!
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 14:50  توسط کیارش یشایائی
|
در سال های ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ دو سد مزون روژ و سنت اتین دوویگان که بر روی خوزه رودلوار(؟) در فرانسه بنا شده بود به منظور احیای شیلات منطقه ویران شد . در سال ۱۹۹۹ سد ادوارد را که در سال ۱۸۳۷ بر روی رودخانه کنبک (kenebec) در ماین آلمان بسته شده بود متلاشی کردند ٬ برای اینکه بتوانند رودخانه را جهت تخم ریزی ماهی ها ۳۰ کیلومتر گسترش دهند و به فاصله ی چندین ماه ٬ ماهی آزاد اقیانوس اطلس ٬ شاه ماهی آمریکائی ٬ شاه ماهی رودخانه ٬ ماهی ازون برون معمولی ٬ ماهی گوشت خوار اطلس و مار ماهی گوشتخوار آمریکائی به قسمت های بالاتر رودخانه باز گشتند . در کل در چند سال اخیر حدود ۵۰۰ سد کهنه ی خطرناک و یا مضر برای محیط زیست از روی رودخاته های ایالات متحده بر چیده شده است . (نویسنده : پیتر اچ کلایک ٬ برگردان : نسرین صابری از مجله دانش و مردم دی و بهمن ۱۳۸۷)
اگر به تجربیات دیگران و یا حتی خودمان توجه کنیم ٬ خیلی چیزها یاد می گیریم و خیلی از هزینه های مالی و غیر مالی را پرداخت نمی کنیم ! تردید نکنید سدها آسیب می زنند . هم آسیب زیست محیطی و هم آسیب غیر زیست محیطی . البته کسی منکر فایده سدها هم نیست . نمی دانم این تعداد سدهائی را که در ایران ساخته شده مورد بررسی و تحلیل قرار داده اند یا خیر ؟ و آیا فایده های آن به هزینه های آن برتری داشته یا خیر ؟ آیا نمی توان الگوی مصرف را اصلاح کرد تا آب کمتری مصرف شود ؟ آیا نمی توان سیستم آبیاری را اصلاح کرد تا در کشاورزی که عمده ی مصرف ما آن جاست آب کمتری مصرف شود؟
طبیعت در آینده ای نه چندان دور پاسخ دندان شکنی به بی توجهی ما خواهد داد .
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 13:14  توسط کیارش یشایائی
|
هنوز سه روزی به پایان عید پسح (به کسر پ و فتح س ) یا عید فطیر مانده . یادواره ی خروج بنی اسرائیل و قیام حضرت موسی بر علیه بردگی بنی اسرائیل زیر یوغ فرعون . کلیمیان با خانه تکانی و نظافت ظرف و ظروف ٬ و در ایران با بو دادن آجیل های مختلف به استقبال عید می روند. نان از خانه خارج می شود و در طی این هشت روز فقط نان فطیر به خانه آورده می شود . اندیشه ی عید پسح ٬ قیام علیه بردگی است که می تواند سر مشق همیشگی زندگی بشر باشد .
כָּל דִכְפִין יֵיתֵי וְיֵיכֹל
یعنی هرکس گرسنه است بیاید و با ما بخورد . خداوند توفیق انجام این جمله ای را که بارها در موقع مراسم پسح می خوانیم عنایت کند .
بعد از این عید دعای طلب باران که همه روزه در نمازهای کلیمیان خوانده می شود متوقف گردیده و بجای آن از خداوند ٬ شبنم رحمت الهی طلب می گردد .
حتما دوستان این شعر سعدی را که در ستایش طبیعت است خوانده اند:
این هنوز اول آذار جهـان افـــروز است
باش تا خیمه زند دولت نیسان و ایار
این ماه ها ( آذار ٬ نیسان ٬ ایار ) از ماه های سریانی است که تقویم کلیمیان هم بر همان اساس بنا شده است . پسح از پانزدهم نیسان آغاز می شود . مواظب باشید فصل طبیعت گردی را از دست ندهید! (این را باید به خودم بگویم !)
یک سالی می شود که وعده کرده ام راجع به تقویم عبری بنویسم . حتما برای نامه ی بعدی این کار را می کنم .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 16:44  توسط کیارش یشایائی
|

فکر کنم کم کم فصل بازگشت پرندگانی که از نقاط سردسیر به ایران آمده اند فرا برسد . به همین مناسبت یک عکس از گنجینه ی جواهرات سلطنتی ایران را به خوانندگان عزیزم تقدیم می کنم :
سنجاق سینه های مروارید . ساخته شده از مروارید های درشت و برلیان ! به شکل اردک و قوهای وحشی. کار فابرژه سده ی ۱۹ نوزدهم میلادی .
نمی دانم گردشگران تهران گرد ! از این موزه بازدید کرده اند یا نه ؟ بروید ببینید حتما به دیدنش می ارزد ! ضمنا در این موزه فقط دو روز در هفته باز است (یعنی تا چند سال پیش اینطور بود!) اول هماهنگ کنید که به در بسته نخورید!!
نام صحیحش موزه ی جواهرات ملی است . واقع در خیابان فردوسی .
چند فیلم مستند زیبا در ایام عید از سیما پخش شد . تماشای حیوانات خیلی به من احساس آرامش می دهد حتی اگر از تلویزیون باشد ! شما چطور؟
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 17:18  توسط کیارش یشایائی
|
تعطیلات رسمی عید تمام شد و تعطیلات غیر رسمی عید هم دارد تمام می شود . برای من خیلی کسل کننده و حتی غم انگیز بود ! چیزی نزدیک به افسردگی با چشمانی که چندین بار گریست . سال به سال دریغ از پارسال ! بیچاره بچه ها !

مسافرت چهارروزه به دبی هم روحیه مان را بهتر که نکرد هیچ بدتر هم شد . نیویورک خاورمیانه . اصلا خوشم نیامد از بی هویتی این سرزمین تازه از راه رسیده ساکن بومی خیلی کم دیدم تقریبا هیچ ! هرچه بود یا مهاجران هندی یا مهاجران چشم بادامی چینی و دیگر کشور های جنوب شرق آسیا و البته تعداد کمتری ایرانی و تعدادی هم روسی . ولی هرچه هست باید به مدیریت شیخ محمد آفرین گفت . تردید نکنید که یک مدیریت قوی دبی را از بیابانی بدون سکنه به مرکز تجاری و توریستی خاورمیانه تبدیل کرده است . بگذارید ما هم به دهان استکبار جهانی مشت بزنیم . (اگر هنوز هم چیزی از دهانش مانده باشد!)
تیم فوتبال ایران حذف شد ! قیافه ی علی دائی دیدنی بود . غرور زیادی نتیجه اش شکسته شدن غرور ملی است .
پانزدهم ماه عبرانی نیسان وقتی که قرص ماه کامل شود عید فطیر یا پسح (به کسر پ و فتح س بخوانید) که همان عید خروج از مصر است از راه میرسد . خرید آجیل های خام و بو دادن آن در منزل مطابق سال های گذشته در خانه ی پدری من و همه ی خانه های پدری انجام می شود . پخن مصا (به فتح میم ) هم که همان نان فطیر مخصوص عید است در مصاپزخانه واقع در سرای سالمندان انجام شده . خانه ی ما که بوی هیچ عیدی نمی دهد نه نوروز نه پسح ! فقط یک هفت سین زورکی که من چیدم! واقعا حوصله ی عید پسح را ندارم . خداوند من را ببخشد . شرمنده ی همه ی دوستان بخصوص همکیشان عزیز . انشاالله حلال کنند .
هنوز از طبیعت لذت می برم . این گل های زرد را خیلی دوست دارم .
+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 14:34  توسط کیارش یشایائی
|
یک سال دیگر هم گذشت . این وبلاگ هم یک ساله شد . نوروز ٬ جشن حیات دوباره طبیعت بر همه ی دوستان عزیز مبارک باد . ما را هم از دعای خیر فراموش نکنید .
برای همه ی طبیعت دوستان آرزوی موفقیت می کنم . برای همه ی روزنامه نگاران هم آرزوی موفقیت می کنم . امیدوارم از همیشه پر توان تر باشید .
آب را گل نکنیم . در فرو دست انگار٬ کفتری می خورد آب .
عکس را هم خودم انداحتم .
عکس های مسافرت دوبی که چاپ شد برایتان می نویسم .
از همه ی دوستانی که برای من کامنت گذاشتند متشکرم . باید ببخشید که این روزها بازدید درست و حسابی پس نمی دهم . اینترنت ADSL مشکل دارد خیلی عذاب می کشم . بعد از عید درستش می کنم و از خجالت همه ی دوستان در خواهم آمد . از همه ی دوستانی که حقیر را قابل دانسته و وبلاگم را می خوانند متشکرم . امیدوارم سال آینده دستم پر باشد . هرچند که خیلی مشکل است .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 11:46  توسط کیارش یشایائی
|
امان از این <طهران طبیعت به یغما رفته> دوباره بهتر دیدیم یک مقدار فیلم را اصلاح کنیم . مقداری از شهر تهران فیلم برداری کردیم. مقداری از اضافات را هم کوتاه می کنیم . انشاالله فردا تدوین واقعا نهائی می شود !!
سفر دوبی در پیش دارم . (در خدمت همسر گرامی هستیم . انشاالله خوش می گذرد! ) مبالغی "درهم" برای خرج راه تهیه کرده ام . می دانستم اعراب به پرندگان شکاری علاقه دارند . اما نه به قدری که روی همه ی اسکناس هایشان عکس آن را چاپ کنند. عکس محو زمینه هم که به آن Water Mark می گویند پرنده شکاری است . روی اسکناس هزار درهمی هم عکس همین پرنده هست . کاش روی بعضی از اسکناس های ما هم از این عکس ها چاپ می شد . باعث انبساط خاطر است . اصلا تماشای حیوانات خیلی لذت بخش است . نمی دانم نظر شما چیست ؟
اینترنت ADSL از کار افتاده . سرعت Dial up واقعا عذاب آور است . ( هر چند ADSL هم خیلی پر سرعت تر نیست . )
نمی دانم چرا دوست ندارم با دوربین عکاسی دیجیتال کار کنم . شاید یک نوستالژی است . یا شاید هم خساست برای پرداخت پول دوربین دیجیتال ! هر چه هست دیر یازود باید یکی خرید .
هیچ کس از ما حالی نمی پرسد .
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 16:39  توسط کیارش یشایائی
|
غیبتم طولانی شد .
" طهران طبیعت به یغما رفته " فیلم مستندی است از زیستگاه های اطراف تهران و هر چه هست دو سال در کار آن شده است . تدوین فیلم بسته شده و بزودی کار صدا گذاری را آغاز می کنیم . هرچه وسعمان می رسید با ایران دوستی در سبد اخلاص گذاشته ایم تا سند ماندگاری را از حیات وحش و زیستگاه های اطراف تهران به مردم ایران و تمام طبیعت دوستان تقدیم کنیم .
دوباره از سمت محیط بانی شکرآباد در همراهی آقای میران زاده رئیس محیط زیست ورامین به کویر رفتیم و از زیستگاه ها و پرندگان مهاجر فیلم گرفتیم .
حالا خودمان که خوب نیست از خودمان تعریف کنیم . اما فیلم خوبی شده است .
از همه ی عوامل بخصوص محیط بانان عزیز که تهیه این فیلم بدون کمک آنان میسر نبود سپاسگزاریم.
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 17:12  توسط کیارش یشایائی
|
کریم خان زند را شاهبازی آورده بودند .
گفت : این مرغ چه کار دارد ؟
گفتند : شکار کبک و کبوتر می کند
گفت : چه می خورد ؟
گفتند : روزی یک مرغ
گفت : رها کنید برود خودش بگیرد خودش بخورد!
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 13:4  توسط کیارش یشایائی
|
عجب سفر پر ماجرائی بود . روز سه شنبه با مجوزی که از طرف اداره ی کل استان تهران صادر شده بود به طرف وارنگه رود حرکت کردیم . بعد از رسیدن به وارنگه رود متوجه شدیم چون مجوز برای اداره ی کرج صادر شده اول باید به کرج می رفتیم . به کرج رفتیم بعد ما را به محیط بانی سد ارجاع دادند و از آنجا به وارنگه رود . روزمان تمام شد . ادامه ی کار را به شنبه موکول کردیم به امید این که برفی هم ببارد و کل ها پایین بیایند که نشد (کل به فتح کاف به معنی بز کوهی نر که شاخ های بلند و زیبائی دارد) . روز شنبه به وارنگه رود رفتیم ٬ مسئول محیط بانی وارنگه رود آقای رضا بها بود از آن محیط بانان قدیمی و مرد کوهستان .روز اول با پسر آقای بها و یک محیط بان دیگر از کنار جاده چند جا کل دیدیم . آن قدر ارتفاع داشتند که جنازه مان هم به آن ها نمی رسید ! بعد از مدتی البته در جای دیگری تعدادی از آن ها پایین آمدند و توانستیم مقداری فیلمبرداری کنیم . شب را آن جا ماندیم به امید این که صبح زود تعدادی پایین بیایند و فیلمبرداری کنیم که دست خالی هم نماندیم . اما قسمت اصلی سفر از این جا به بعد بود که همراه با دوستان محیط بانمان از وارنگه رود به طرف سوتک حرکت کردیم به امید دیدن کل های کهن . هر چه جلوتر می رفتیم ارتفاع برف بیشتر می شد . نمی دانستم راهپیمائی در برف این قدر از آدم انرژی می گیرد . جای پای گرگ فراوان دیده می شد . جای پای پلنگ هم بود و حتی با وجود این که زمستان بود جای پای خرس هم دیدیم ! آقای رضا بها با وجود سن بالا بدون خستگی راهپیمائی می کرد . هرجا که برف بود حرکت برای من خیلی مشکل می شد . حدود یک ربع مانده به "شیر کمر" از پا افتادم و با یکی از محیط بانان مشغول استراحت شدم . بقیه حرکت کردند و به خاطر احتمال حمله گرگ یکی دیگر از محیط بانان هم بر گشت و به ما ملحق شد که تنها نباشیم . بعد از نیم ساعت آقای رضا بها و همکارمان که با او رفته بود برگشتند و آقای رضا بها گفت بالاتر بوی خون می آید ! رد پای شش گرگ و یک پلنگ را دیده بودند و فضله تازه ی آن ها را . کل و بز ها هم رم خورده بودند و علیرغم اطمینان آقای بها دیدن آن ها میسر نشد و مسیر را باز گشتیم .
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 10:48  توسط کیارش یشایائی
|
آتشنشانان پرنده شکاری شاهین را در حوالی میدان انقلاب به دام انداختند.
تهران 15/10/1387
شهروندانی که از خیابان انقلاب عبور میکردند بعد از ظهر ديروز شاهد حضور پرندهای در خیابان ولعصر بودند که انتظار دیدنش را در اوج آسمان و قله کوههای بلند میکشیدند.
با تماس چند تن از شهروندان با سامانه 125؛ ستاد فرماندهی آتشنشانی تهران یک گروه از آتشنشانان ایستگاه 40 را برای به دام انداختن این پرنده سرگردان راهي اين محل كرد.
غلامرضا ترحمی رئیس ایستگاه 40 آتشنشانی تهران در این باره گفت: آتشنشانان بیدرنگ خود را به خیابان ولعصر در حوالی میدان انقلاب رساندند و با شگردهای ویژه شاهین سرگردانی را که موجب وحشت توام با تعجب رهگذران و ساکنان محل شده بود به دام انداختند.
وی افزود: آتشنشانان این پرنده شکاری را به باغ وحش پارک ملت تحویل دادند.
در همین رابطه بخوانید:
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 9:44  توسط کیارش یشایائی
|
روزنامه اطلاعات - سه شنبه ۳ بهمن ماه ۱۳۵۷
"زمین های شکارگاه سلطنتی به صاحبانش برگردانده می شود .
شمیران - عده کثیری از مردم امامیه ضمن یک راهپیمائی و دادن شعارهائی علیه رژیم ٬ زمین های شکارگاه سلطنتی را که مدعی مالکیت آن هستند تصرف کردند و بین صاحبان اصلی آن تقسیم کردند. گفته می شود کلیه زمین های مردم که به نام شکارگاه های سلطنتی تصاحب شده بود به صاحبانشان باز گردانده می شود ."
ترجیح می دهم هیچ توضیحی به این خبر اضافه نکنم . عاقلان را اشاره ای ...
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 9:39  توسط کیارش یشایائی
|